کمکهای محمد مهدی
سلام پریروز ما مهمون داشتیم قراربود عمه جونی های پسرکم بیان خونه ما منهم شروع به گرد گیری کردم وروجک من هم که می خواست کمک کنه اب پاش رو برداشتو همه جای خونه رو شست انهم چه شستنی من بدو وروجک بدو

بعداز کلی خواهش موفق به گرفتن اب پاش شدم
مدتی بعد متوجه شدم کوچولوی من صداش نمیاد وای وقتی صداش نباشه معلومه داره یه اتیشی میسوزونه

بله وقتی وروجک رو پیدا کردم کار از کار گذشته بود کل نمکدونها خالی بود البته زمین نریخته بود تو قندون ها خالی کرده بود حالا بفرمایید قند شور

شبهم با پسر عمه جونی کلی شلوغی کردن شلوغی های جذاب ودوست داشتنی
این شلواروهم عمه جون برای کوچولوم اورده بود

و یه سویشرت که انه به مناسبت شب یلدا برای وروجک خریده بود


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کمکهای محمد مهدی
